دوست و همفکر دیرین مان، امیر حسین اعتمادی، در غم از دست دادن مادر بزرگش به سوگ نشسته است. گرچه هیچ کس در برابر مرگ، رویین تن نیست اما براستی چه سخت است تحمل جای خالی نزدیکان؛ بویژه مادربزرگ که همواره سنگ صبور نسل های بعد است.
ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، مصیبت وارده را به امیرحسین عزیز و خانواده محترمش تسلیت می گوییم و از خداوند بزرگ برای آن مرحومه، آمرزش و برای بازماندگان، صبر و آرامش را خواستاریم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 11:22  توسط احسان رمضانيان
منطقه حساس و تنش آلود خاورمیانه این روزها باز هم کانون توجه جهانی است. باز هم جنگی دیگر در این آشفته بازار بحران عالمگیر اقتصادی، نگاهها را به خود معطوف کرده است. اما این جنگ، گذشته ای دارد که نکاتی در آن جلب توجه میکند.
چند سال پیش گروه حماس را که همگان با نارنجک و عملیات انتحاری می شناختند، سرانجام تن به بازی دموکراسی داد و در انتخابات آزاد و دموکراتیک فلسطینی حضور یافت. این را باید قدرتهای جهانی به فال نیک می گرقتند که نگرفتند. در آن انتخابات که با حضور ناظران بین المللی برگزار گردید، این گروه در کمال ناباوری به پیروزی رسید. اما واکنش غرب و خصوصاً اسراییل و امریکا به این پیروزی چه بود؟ مگر نه اینکه حماس در انتخاباتی آزاد توانسته بود اکثریت آرا را نصیب خود گرداند؟ مگر نه اینکه این پیروزی بدون خدشه بود؟ پیروزی حماس قطعاً برای اسراییل تهدید بود. چرا که دشمن شماره یک این کشور به قدرت می رسید. اما مگر هنر مدیران ارشد و سیستمداران کارکشته جز این است که تهدید ها را به فرصت تبدیل کنند؟
حماس با انتخاب "اسماعیل هنیه" به عنوان نخست وزیر دولت فلسطینی، پیام روشنی به غرب و اسراییل داد. پیامی که به درستی شنیده نشد و یا اراده ای برای شنیده شدنش وجود نداشت. گروه حماس میتوانست شخصی از جنس "خالد مشعل" را به این سمت بگمارد، اما ترجیح داد از چهره ای میانه رو برای تصدی این مقام استفاده کند. ضمن اینکه مدتها از پرتاب راکت و اقدامات مسلحانه خودداری کرد و اگر بمبگذاری یا عملیت مسلحانه ای بر ضد اسراییل بوقوع می پیوست، از جانب جهاد اسلامی (وابسته به فتح) بود و نه حماس.
سیاستمداران حماس پس از تکیه بر مسند قدرت –قدرتی که در فرایندی دموکراتیک بدست آورده بودند- ، چفیه را به کناری نهادند و با کراوات در مجامع رسمی حضور یافتند. این را هم غرب ندید.
سئوال اینجاست که تأکید بیش از اندازه بر تروریستی بودن حماس، آخر قرار بود چه مشکلی را حل کند. چه بپسندیم و چه نپسندیم، حماس یک واقعیت بوده و هست و در میان فلسطینیان دارای پایگاه اجتماعی است. فلسطین را تنها ساف تشکیل نمیدهد، حماس و طرفدارانش هم فلسطینی هستند. نمیتوان تصور کرد که روزی زمین دهان باز کند و تمام اعضا و طرفداران این گروه را ببلعد. هیچ توافق و صلحی بدون مشارکت تمامی طیفهای موجود فلسطینی پابرجا نمی ماند.
برخورد تحکم آمیز با حماس، تحقیر و تخفیف پیروزی بزرگ حماس در انتخابات، کوبیدن بر طبل تروریستی بودن این گروه و به رسمیت نشناختن دولت قانونی فلسطینی از سوی غرب، برخوردی اصلاح گرایانه نبود. غرب با در پیش گرفتن این رویه به دنبال چه بود؟ آیا به دنبال محو حماس بود که مسلماً امکانپذیر نبود. یا به دنبال تغییر رفتار این گروه و تحمیل به رسمیت شناختن اسراییل از جانب آنها بود؟ در صورت صحیح بودن این مورد، آیا برخورد دستوری و بدون انعطاف نتیجه بخش است؟ لحن مقامات امریکا و اسراییل به وضوح تحکم آمیز بود. در چنین شرایطی حتی اگر میانه روهای حماس هم حاضر به مصالحه میشدند، در برابر بدنه خود نمیتوانستند پاسخگو باشند. این مشی نابخردانه سران امریکا و اسراییل، کفه ترازو را در داخل حماس به نفع عناصر تندرو و افراطی سنگین کرد. نیروهایی مانند "خالد مشعل" که به لطف دلارهای برخی دولتهای منطقه دارای جایگاه ویژه ای هستند، بیشترین منفعت را از این رفتار غرب بردند. اسراییل فرصت ایجاد شکاف در بین کادر رهبری حماس را از کف داد. غرب میتوانست با کمی سعه صدر و بازی هوشمندانه با واقعیتی به نام حماس وارد بده بستان و در نهایت مصالحه ای پایدار شود. مصالحه ای که از دل آن به رسمیت شناخته شدن اسرییل از سوی حماس میتوانست بیرون بیاید. این فرایند ممکن بود سالها به طول بینجامد، اما غیر عملی نبود، به شرطی که عزمی جدی از جانب دو طرف برای ختم این غائله وجود می داشت و زمامدارانی نترس همچون "رابین" بر مسند میبودند. البته بسیاری از اهمال کاریهای سران اسراییل را باید با توجه به قدرت برخی احزاب تندرو و افراطی اسراییل تحلیل کرد.
قرار گرفتن تندروها در حاکمیت ضمن آنکه میتواند منشأ خطر باشد، منافع بسیاری نیز در بر دارد. چه کسی فکر میکرد که برچیدن شهرکهای اسراییلی در نوار غزه در دوره زمامداری آریل شارون به وقوع بپیوندد؟ واقعیات عینی دنیای سیاست، تندروهای خیال پرداز را واقع بین میکند. این فرصت طلایی را اسراییل و امریکا از حماس، فلسطینیان و جهانیان سلب کردند.
اما جنگ غزه. با چه منطقی اسراییل اینگونه به لشگرکشی به غزه اقدام کرده است؟ برنده این جنگ چه کسی خواهد بود؟ این روزها در جای جای دنیا بر علیه این جنگ تظاهرات و راهپیمایی برگزار میشود. با تمام تلاشی که ارتش اسراییل برای جلوگیری از به خطر افتادن جان غیر نظامیان میکند، اما شاهدیم که بخش قابل توجهی از قربانیان را غیر نظامیان تشکیل میدهند. تصاویر تکان دهنده کودکان قربانی، سختترین قلبها را تحت تأثیر قرار میدهد. به نظر میرسد سران اسراییل از کمبود انعطاف پذیری که مشخصه سیاستمداران موفق است رنج میبرند. آنها بارها سیاست مشت آهنین را تجربه کرده اند و اغلب جز پراکندن بذر نفرت در اذهان مردم دنیا کاری از پیش نبرده اند. اگر هم به مقصود رسیده اند، با هزینه های مادی و معنوی بسیار و متحمل شدن محکومیتهای جهانی فراوان به آن نایل شدند.
از دیگر سو، واقعیتی دیگر نیز رخ نمایی میکند: جمهوری اسلامی که پس از جنگ 33 روزه حزب الله و اسراییل صاحب نفوذ بیشتری در منطقه شده است، اینبار نیز، پیش از تکیه زدن اوباما بر مسند ریاست جمهوری، قدرت نمایی جدیدی میکند. به این ترتیب، گروهی از تحلیلگران جنگ اصلی را در غزه، نه رویارویی حماس و اسراییل که تقابل جمهوری اسلامی و غرب میدانند. به گمان بسیاری، ایران در تلاشی جدی برای تحمیل خود به عنوان قدرتی منطقه ای است. جنگ غزه برنده ای ندارد جز جناح تندرو حماس و نیز دولتهای حامی آن که در پناه این جنگ و با علم بر معطوف شدن نگاههای جهانیان به نقطه ای دیگر، میتوانند اقدامات حساسیت برانگیز خود را به آسودگی به پیش ببرند و نیز به رویاهای خود رنگ واقعیت ببخشند.
عقلای فلسطینی و اسراییلی به این نتیجه رسیده اند که بحران خاورمیانه راه حل نظامی ندارد و تنها از طریق مذاکره و با رویکردی معطوف به تشکیل و همزیستی دو کشور فلسطین و اسراییل در کنار یکدیگر میتوان به صلحی فراگیر و پایدار نائل شد. اشتباه استراتژیک اسراییل، جدی نگرفتن حماس به عنوان نیرویی عمده در فلسطین و به بازی نگرفتن این گروه در فرایند مذاکرات است. اسراییل میتوانست با تضعیف و به حاشیه راندن جناح تندرو حماس، ضمن آسودگی از اقدامات مسلحانه آنها، دست دولتهای خارجی حامی این گروه را برای همیشه از فلسطین کوتاه کند وامروز دیگر نیازی به محاصره اقتصادی و بمباران نوار غزه نداشت.
http://bamdadkhabar.com/2009/01/post_338/
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 0:42  توسط احسان رمضانيان
|
سایت خبری-تحلیلی بامدادخبر از امروز آغاز به کار کرد.
خبرها و مقالات این سایت را از دست ندهید.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 9:42  توسط احسان رمضانيان
|