قصد نگارنده در این یادداشت نقد نامزدی احتمالی سید محمد خاتمی در انتخابات ایران است، با توجه به برخی گمانه زنی ها مبنی بر امکان برقراری گفتگوی مستقیم ایران-آمریکا در سطوح بالا. و در پایان نیز سخنی بی پرده با یاران خاتمی.
از نگاه بسیاری از زعمای قوم، رابطه با آمریکا چونان خوانی پر از نعمت است که هر کس زودتر به آن برسد، بهره بیشتری را نصیب خود خواهد ساخت. اگر رأس هرم قدرت در ایران به این جمع بندی برسند که روز موعود فرا رسیده و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:54  توسط احسان رمضانيان
|
جناب آقای سید محمد خاتمی
رئیس جمهور سابق ایران
ما، دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن خیر مقدم به جنابعالی حضور شما را در مهمترین مرکز دانشگاهی کشورمغتنم دانسته و از شما و برگزار کنندگان مراسم تقاضا داریم در برنامه ی تان فرصتی-ولو کوتاه- را نیز جهت طرح پرسشها،پیشنهادات و انتقادات به نماینده ی گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال اختصاص دهید . گمان نمی کنیم تقاضای فرصتی ده دقیقه ی برای طرح پرسشها و دغدغه هایی که مسلما ذهن بسیاری از نخبگان را مشغول داشته است تقاضایی سنگین باشد که جنابعالی و دوستانتان از عهده ی برآورده ساختن آن بر نیایید.
این درخواست کوچک را به این دلیل مستقیما با شخص شما در میان گذاشتیم که تجربه ما و سابقه برگزار کنندگان مراسم نشان می دهد که این دوستان به میل خود چنین فرصتی را فراهم نخواهند کرد. پرسشهای ما از شما نه از موضع دشمنان و مخالفین که از موضع منتقدانی دلسوزاست که دل در گروی دموکراسی،حقوق بشر و توسعه و اعتلای میهن دارند و در راه دفاع از اصلاحات دموکراتیک بسیار خوانده اند و نوشته اند و حتی بارها به تیر بلا گرفتار آمده اند :به زندان رفته اند ،کتک خورده اند و از تحصیل محروم گشته اند.
امیدواریم شمایی که شعار زنده باد مخالف من می داده اید تحمل شنیدن صدای منتقدین را داشته باشید ،پرسشهای ما را بشنوید و ما و دیگر دانشجویان نیزدر فضایی آرام و منطقی به پاسخهای شما گوش فرا دهیم شاید که پرسشهای ما شما را به تأمل وادرد و امید داریم که پاسخهای شما ما را قانع سازد ، که اگر چنین فرصتی فراهم نشود مسئول آن خود شمایید مگر آنکه در این برنامه نیز شما تنها تدارکاتچی باشید و گرداننده اصلی کسان دیگر. مسلما شعار گفتگوی تمدنهای شما هنگامی پذیرفتنی تر خواهد بود که جنابعالی در عمل و در داخل مرزهای ملی به گفتگوی برابر با منتقدین دموکراسی خواه خویش تن دهید وگرنه ما اگر گفتگو را در درون خانه نتوانیم پیش ببریم چه کسی ادعاهای ما را در سطح جهان پذیرا خواهد شد؟
بنابراین ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن اعلام اعتقاد قلبی خود به دموکراسی و حقوق بشر و با اعلام وفاداری به شیوه ی مبارزه ی مسالمت آمیز و رفرمیستی جهت تحقق اصلاحات عمیق و بنیادین بار دیگر از جنابعالی می خواهیم که به نماینده ی گروه ما اجازه دهید تا به طرح علنی سوالهای خود در مورد عملکرد هشت ساله ی شما و برنامه ی آینده تان بپردازد. تا شاید از این رهگذر برخی از ابهامات بر طرف گردد و تصمیم گیری برای دانشجویان و روشنفکران ساده تر شود، مسلما پذیرش این درخواست نه تنها نشانه ی پایبندی عملی شما به شعار "گفتگو" خواهد بود بلکه می تواند فتح باب مفاهمه با جامعه دانشجویی و روشنفکری کشور باشد، مفاهمه ای که محتاج گامهای عملی و بلندی از سوی شماست که اولین آن شنیدن دغدغه های این بخش فرهیخته و تاثیر گذار جامعه ی ایران است.
چنین بادا
با تقدیم صمیمانه ترین احترامات
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 17:6  توسط احسان رمضانيان
|
اخیرا گروهک تروریستی و بنیادگرای جندالله که اسلام سیاسی در نسخه وهابیش را نمایندگی می کند، پس از به گروگان گرفتن 16 مأمور نیروی انتظامی به جز یک نفر تمامی گروگانها را به قتل رسانده است. جندالله پیش از این موکداً اعلام می کرد که تنها به قتل کسانی دست می زند که آنان را مزدوران حکومت اسلامی می نامد و مدعی بوده دستشان به خون مردم بلوچ آلوده است.جدا از نادرستی چنین گزاره ای برای ترور افراد، چنانکه در خبرها آمده است تمامی یا اکثریت این گروگانها سربازان وظیفه بی گناهی بوده اند که از بد حادثه مجبور به گذراندن خدمت سربازی در منطقه بلا خیز سیستان شده اند ، سربازانی که نه تنها دلبسته حکومت ایران نبوده اند بلکه یقینا اکثرشان چون اکثریت مردم ایران منتقد این حکومت بوده اند، که اگر از نزدیکان حکومت بودند مجبور به خدمت در آن منطقه نمی شدند. این گروهک منحط وهابی مرتبط با القاعده و شبکه های قاچاق مواد مخدربا قتل فرزندان بی گناه ایران خط بطلان پررنگی بر ادعاهای دروغین خود مبنی بر مبارزه برای آزادی ایران کشیده است.ادعایی که پوچی آن از ابتدا معلوم بود و تنها برای آن دسته از حامیانشان که این قاچاقچیان تروریست را جنبش مقاومت مردمی ایران می خواندند خوراک فراهم می کرد.
ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به آن دسته از رسانه های ارتباط جمعی که با پوشش رسانه ای به اخبار این گروهک تروریستی وانجام مصاحبه های اختصاصی با رهبر آن به صورت غیرمستقیم به آنان کمک می کردند اعلام می کنیم.کجایند رسانه هایی که می کوشیدند از این بن لادن وطنی ماندلایی بسازند و با بیشرمی تمام او را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران می نامیدند؟چرا آنان به این سبعیتی که روی حیوانات وحشی را نیز سفید کرده است پوشش خبری کافی نمی دهند؟آیا مبارزه با جمهوری اسلامی مجوزی می شود برای گذشتن از هر خط و مرز اخلاقی و انسانی که یک روز رهبر آدمکشان را رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران بخوانید و روز دیگری فردی را نماینده جنبش دانشجویی دموکراسیخواه ایران معرفی کنید که کودکان را در کرستان می رباید و فدیه اش را به دلار می ستاند تا آن را خرج مبارزات ضدآمریکاییش کند ؟ این توشه های بلاهت را کجا اندوخته اید و این کوله های حماقت را به کجا می برید؟
ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران اعتراض خود را به بی کفایتی و بی درایتی مسئولانی که به جای دفاع از منافع ملی ایرانیان و تأمین آرامش و امنیت آنان مدام به لفاظیهای بیهوده مشغولند اعلام می داریم.ما از آنان می خواهیم به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت از گروههای تروریستی در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان نمایند، به جای آنکه منابع ملت ایران را صرف حمایت بی فایده از دولتهای پوپولیست ضدآمریکایی در آمریکای جنوبی نمایندد، به جای اینکه منابع ملت ایران را صرف تهدید دولتهایی در منطقه کنند که اگر درست بنگریم یگانه متحد استراتژیک ما در این منطقه هستند ، منابع ملت ایران را در جهت دفاع از منافع ملی ایران، رشد و توسعه و آبادانی مناطق محروم و برخورد قاطع با گروهکهای تروریست مصرف کنند. اما دریغ و درد که یقین داریم اعمال غیر انسانی جندالله تنها سیکل معیوب خشونت در منطقه را پایدارتر می سازد و برخوردهای غیرانسانی عمال حکومت در قبال مردمان بی گناه و محروم منطقه را بیشتر دامن می زند.
ما همچنین به بعضی قدرتهای فرامنطقه ای که نسبت به حمایتشان از امثال این گروههای تروریستی در جهت آشوب افکنی و تجزیه ایران مظنونیم هشدار می دهیم که بدانند ایران با تاریخی چند هزار ساله کشوری نیست که بتوان آن را تجزیه کرد . دولتها آمده اند و رفته اند و می آیند و می روند؛ ایران و ایرانی اما مانده است و می ماند.اعتبار سیاسی در اذهان ملتها به دشواری کسب می شود اما به سادگی از کف می رود.همچنان که پس از حادثه 28 مرداد اعتبار به کف آمده در بیش از یک قرن دولت آمریکا به عنوان دولتی آزادیخواه در اذهان ملت ایران نابود شد و نیم قرن طول کشید تا دوباره به کف آید ، اعتباری که اکنون بر اثر عملکرد ناصواب جمهوری اسلامی به کف آمده نیز به طرفه العینی دود می شود و به هوا می رود.بنا براین بهتر است در قبال حوادث ایران رویکردی مسئولا نه تر و مدبرانه تر داشته باشند و و به جای این شیطنتهای ناشیانه، از جنبش دموکراسی خواهانه ملت ایران حمایت نمایند که ایرانی آزاد و امن، بهترین دوست آنان در منطقه خواهد بود.
در پایان ، ما قتل مظلومانه این سربازان را به خانواده های آنان تسلیت گفته و آرزومندیم که مجرمان این جنایت وحشیانه به سزای اعمال خود برسند.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 1:11  توسط احسان رمضانيان
|