حکومت های ایدئولوژیک در راستای همسان سازی فکری و رفتاری طیف های مختلف افراد تحت امرشان، دست به اقدامات نسبتاً مشابهی می زنند. کارهایی از قبیل در انحصار گرفتن رسانه های دیداری و شنیداری مانند رادیو و تلویزیون، تحت فشار گذاشتن جراید مستقل و غیر دولتی، اعمال سانسور و کنترل شدید بر کتاب های درسی و غیر درسی. که اینها تنها بخشی از اقدامات چنین رژیم هایی است. اما معمولاً با توجه به هزینه های هنگفتی که این قبیل دولت ها می پردازند، معمولاً دستاوردی درخور، عایدشان نمی شود. نمونه های بسیاری را می توان از کشورهای سابقاً کمونیستی مشاهده کرد، که از دل آن نظام های بسته و خفقان آور، انسان هایی با گرایش های فکری و سیاسی کاملاً متضاد با ارزش های حاکم بر آن جوامع، ظهور کردند و ...
http://www.advarnews.info/article/7494.aspx
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:35  توسط احسان رمضانيان
|
18 تير بي شك، صفحه اي ماندگار در تقويم جنبش دانشجويي كشورمان محسوب مي شود؛ به گونه اي كه تاريخ كوشش هاي دموكراسي خواهانه و اعتراضي دانشجويان در كشورهاي استبدادي، همواره با ديده احترام و بغضي فروخورده به آن مي نگرد.
اگر دوم خرداد را گواهي بر مطالبات سياسي و آرمان هاي دموكراتيك ايرانيان تلقي كنيم اما حوادث تلخ و خونبار تيرماه سال 78 آشكارا نشان داد كه نظام سياسي حاكم، تا چه اندازه اي از ظرفيّت انتقاد و اعتراضات دانشجويي برخوردار است. از اين رو بيراهه نيست اگر استدلال كنيم كه فاجعه 18 تير، سرنوشت جنبش اصلاحات را، پيشاپيش و به گونه اي آشكار، به تصوير كشيد و سيماي پنهان امّا حقيقي استبداد ديني آغشته به نفت را عيان ساخت. براستي افسوس بر نظامي كه در مواجهه با اعتراض هاي دانشجوياني كه در همين سرزمين پرورش يافته اند، به انواع سلاح هاي گرم و سرد و زندان و شكنجه و انفرادي متوسل مي شود.
گرچه پيگيري قضايي اين فاجعه، همچنان كمترين خواسته جنبش دانشجويي و افكار عمومي محسوب مي شود امّا تقليل 18 تير تا حد «دزديده شدن يك ريش تراش» عملاً دهن كجي گستاخانه اي به مجموعه آزادي خواهان، فعالان حقوق بشر و حتي جامعه ايراني است كه به خاطره اي دردناك تر از فجايع آن چند روز تبديل شد.
جامعه ايران، از انقلاب مشروطه تاكنون، همچنان آبستن مطالبات موكراتيك و آزادي خواهانه است و 18 تير نيز، كوششي خونبار و ماندگار در راستاي نيل به همين آرمان هاي پاك و مقدس محسوب مي شود. اگر بپذيريم كه زايش و تكوين دموكراسي، همچون هر تولد ديگر، با رنج و مصائب گريزناپذيري همراه است پس چنين به نظر مي رسد كه روز به روز، بلكه لحظه به لحظه، بر رنج تكوين دموكراسي در جامعه ايراني افزوده مي شود و در اين ميان، جنبش دانشجويي همچنان اين صليب شكسته را به دوش مي كشد و در اين مسير، مظلومانه امّا مصمم، بيشترين هزينه ها را مي پردازد.
ما فعّالان سياسي- دانشجويي ليبرال دانشگاه هاي تهران، ياد و خاطره عزت ابراهيم نژاد و تمامي دانشجويان رنج كشيده اي را كه در سال هاي عشق و شور جواني، به بند در آمدند، گرامي مي داريم و بار ديگر، آزادي بي قيد و شرط ياران دبستاني در بندمان را خواستاريم.
باشد تا روزي نه چندان دور، در همين كوچه هايي كه اينك سرد و استبداد زده اند، در هواي دموكراسي استنشاق كنيم.
دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه هاي تهران
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:23  توسط احسان رمضانيان
|
1. از سال 1376 که ایده اصلاحات و اصلاح طلبی در میان پاره ای از نخبگان سیاسی و روشنفکران ایران شکل گرفت، از همان ابتدا هم تعریف مشخص و ملموسی از آنچه که به این عنوان نامیده می شد و می شود، ارائه نگردید. حداقل در بین روشنفکران و سیاستمداران برجسته این جریان اتفاق نظری در این باره وجود نداشت. گروهی اصلاح ساختار حقوقی را خواستار بودند و عده ای هم به اصلاح ساختار حقیقی اکتفا می کردند و آن را کافی می دانستند. چنین شد که اصلاح طلبی عنوانی گنگ و نا مفهوم جلوه کرد، بطوری که هر کسی از ظن خود یار آن شد و رفته رفته این واژه چنان از محتوا خالی و به خاطر عملکرد برخی از اصلاح طلبان حکومتی، آنچنان لوث گردید که چاره ای برای بسیاری از گروه ها و احزاب نماند که صفت "تحول خواه" را برای خود برگزینند و عطای نام اصلاح طلبی را به لقایش ببخشند.
2. بازی با کلمات در قاموس سیاست کار چندان دشواری نیست. درست گفته اند که پیش از چشم دوختن به نام احزاب و گروه های سیاسی، بایستی به عملکرد و برون داد آنها توجه کرد. چه بسیار احزابی که...
http://www.advarnews.info/article/7409.aspx
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 9:33  توسط احسان رمضانيان
|