تبليغاتX
من یک لیبرالم

من یک لیبرالم

سياسي_اجتماعي

 

1. از سال 1376 که ایده اصلاحات و اصلاح طلبی در میان پاره ای از نخبگان سیاسی و روشنفکران ایران شکل گرفت، از همان ابتدا هم تعریف مشخص و ملموسی از آنچه که به این عنوان نامیده می شد و می شود، ارائه نگردید. حداقل در بین روشنفکران و سیاستمداران برجسته این جریان اتفاق نظری در این باره وجود نداشت. گروهی اصلاح ساختار حقوقی را خواستار بودند و عده ای هم به اصلاح ساختار حقیقی اکتفا می کردند و آن را کافی می دانستند. چنین شد که اصلاح طلبی عنوانی گنگ و نا مفهوم جلوه کرد، بطوری که هر کسی از ظن خود یار آن شد و رفته رفته این واژه چنان از محتوا خالی و به خاطر عملکرد برخی از اصلاح طلبان حکومتی، آنچنان لوث گردید که چاره ای برای بسیاری از گروه ها و احزاب نماند که صفت "تحول خواه" را برای خود برگزینند و عطای نام اصلاح طلبی را به لقایش ببخشند.


2. بازی با کلمات در قاموس سیاست کار چندان دشواری نیست. درست گفته اند که پیش از چشم دوختن به نام احزاب و گروه های سیاسی، بایستی به عملکرد و برون داد آنها توجه کرد. چه بسیار احزابی که...

http://www.advarnews.info/article/7409.aspx

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 9:33  توسط احسان رمضانيان  | 

 

 روزهاست در این اندیشه ام که عملکرد اصولگرایان ( بخوانید محافظه کاران ) در این 4 سال که قدرت را به آهستگی و پیوستگی، کاملاًً در اختیار گرفته اند و تمامی مصادر را از چنگ رقیب تعریف شده خود ربودند، چه عایدی برای ملت داشته است.

 خیلی تلاش کردم که نکته مثبتی در کارنامه این جماعت، به ویژه در مجلس هفتم و دولت مهرورز بیابم، اما افسوس و صد افسوس که هر چه بیشتر غور کردیم و تفحص، کمتر یافتیم که پیدا کردن سوزنی در کاهدان را می مانست. گاهی اوقات به این می اندیشم که مسئولیت گرانی ها و تورم کمر شکن فعلی، فقط و فقط متوجه دولت فعلی است، اما خوب که به حافظه ام مراجعه می کنم، در می یابم که اولین بار این مجلس اصولگرای هفتم بود که طرح تثبیت قیمت ها را علیرغم هشدار اقتصاد دانان و دولت خاتمی تصویب کرد و کلید تورم افسار گسیخته را زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 12:22  توسط احسان رمضانيان  | 

 در میان ورزش های تیمی، که دو تیم رقیب مستقیماً رو در روی یکدیگر قرار می گیرند، و برد و باخت مطرح است، پیش بینی نتیجه مسابقه همواره بخشی از سرگرمی های تعقیب کنندگان و علاقه مندان آن رشته های ورزشی است. بسکتبال، والیبال، واترپلو،... و فوتبال ورزش هایی از این قبیل هستند. اما تفاوتی اساسی در پیش بینی نتیجه مسابقات بین فوتبال و سایر ورزش های گروهی وجود دارد. بدین معنا که در ورزش های تیمی غیر فوتبالی، حدس زدن برنده یا بازنده بازی، در مواردی که اختلاف قدرت دو تیم زیاد است- چندان سخت و دشوار نیست و تنها اندکی آگاهی و اطلاع از وضعیت و جایگاه تیم های موجود، برای پیش بینی نتیجه کفایت می کند. کمتر کسی است که از شکست حتمی تیم والیبال ماداگاسکار از تیم ایران تشکیک کند. یا نتیجه بازی تیم بسکتبال لس آنجلس لیکرز و صبا باتری تهران نیازی به فکر کردن ندارد و ساده لوحانه و کودکانه خواهد بود اگر امکان برد صبا باتری را در چنین رقابت نابرابری به ذهن راه داد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 20:23  توسط احسان رمضانيان  | 

در ایران لیبرالیسم بخوانید:

 http://www.iranianliberalism.com/eghtesad/nabardbatavarom.htm

http://www.iranianliberalism.com/hoghooghb/democracyzirechatehb.htm

و مطلبی خواندنی از سعید:

http://radical-liberalism.blogfa.com/post-73.aspx          


  پاورقی: انگار به سلامتی خانم "هیلاری" از دور داره خارج میشه. هر چند اوباما هم زیاد قابل دفاع نیست، ولی دست کم واسه به قدرت رسیدن حرف احمقانه ای مثل محو کردن یک کشور دیگه رو نمی زنه. هر دو گزینه دموکرات، برای ریاست جمهوری آمریکا خیلی کوچک به نظر می رسن. کاش حداقل "جان ادواردز" به این مرحله رسیده بود... شاید تقدیر اینه که دوباره مسابقه رو به جمهوریخواهان ببازن. انتخاب هیلاری می تونست تصویر آمریکا رو تو ذهن مردم ایران خراب کنه (البته با سوء استفاده بعضی ها)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:18  توسط احسان رمضانيان  | 

 سرانجام پس از قریب به یک سال، دستگاه قضایی کشور احکام حبس طویل­المدتی را برای سه دانشجوی دربند آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی صادر کرد. گر چه از همان نخستین روزهای بازداشت این سه دانشجو، به نظر می‌رسید که پروژه جدیدی برای تهدید دانشجویان و تحدید جنبش­های دموکراسی­خواه کلید خورده‌است اما چندان گمان نمی‌رفت که این پروژه، به چنین نتیجه‌ای ختم شود. صدور حکم 78 ماه زندان برای یاران دبستانی ما بیش از هرچیز گویای این واقعیت است که هم اینک، عدالت‌خانه جمهوری اسلامی، سخت تحت نفوذ و تأثیر نیروهای امنیتی– اطلاعاتی قرار گرفته‌است.

 با این حال تجربه تاریخی نشان داده که جنبش دانشجویی ایران، نه تنها با این‌گونه فشارها و برخوردها متوقف نخواهد شد بلکه اهداف دموکراتیک و حقوق بشری خود را آگاهانه­تر و هوشمندانه­تر پی خواهد گرفت. از این رو جای تردید نیست که دود این نوع برخوردها به چشم کسانی خواهد رفت که قدرت سیاسی و رانت­های اقتصادی را مستانه در آغوش گرفته­اند و این‌گونه، دانشجویان و فعالان حقوق بشری و دموکراسی‌خواه را به مسلخ می­برند.

 دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران ضمن محکوم کردن این احکام، آزادی بی­قید و شرط آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را خواستار هستند. ناگفته پیداست بار سنگین جفایی که به حق یاران دبستانی ما می‌رود به دوش خانواده­های این عزیزان است که صبورانه، بهار آزادی فرزندان بی‌گناهشان را به انتظار نشسته­اند. از این رو دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران، صمیمانه با خانواده­های پژمرده اما صبور دانشجویان دربند، ابراز هم‌دردی می‌کند.

 اگر چه در این پرونده عده‌ای سرانجام به نیت خود در محبوس ساختن یاران­مان دست یافتند اما بی­شک وجدان عمومی جامعه و مهم‌تر از همه، تاریخ در آینده‌ای نه چندان دور درباره تمامی رفتارها و عملکردها به قضاوت خواهد نشست.

 ما هم‌چنین فشار های وارده بر دانشجویان از طریق احضارهای دوباره به کمیته های انضباطی به خصوص احضار دانشجویان دانشگاه‌های شیراز و علامه طباطبایی را محکوم کرده، خواستار توقف برخوردهای غیرقانونی مسئولین دانشگاه‌ها و برکناری روسای دانشگاههای علامه و شیراز می‌باشیم.

                                                        دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 1:13  توسط احسان رمضانيان  | 

 

 روزنامه فخیمه کیهان در شماره روز چهارشنبه خود، در مطلبی تحت عنوان فردا دير است به قلم دكتر عبدالرضا داوري دست به افشاگری هایی (!) در مورد بنده ( الف-ر ) زده است. از اینکه تا کنون از ماهیت خطرناک خود، آگاهی نداشتم و به لطف حضرات به این موضوع پی بردم، خاضعانه از ایشان تشکر و قدردانی می نمایم!

  اینجانب قصد پاسخ گویی به نوشته مهرورزانه آقای دکتر را ندارم، که با توجه به سابقه روشن "روزنامه محترم پرونده ساز" در اتهام زنی و تخریب و نیز خط مشی ماکیاولیستی روزنامه مزبور، اساسا فایده ای در نوشتن جوابیه به مقاله مزبور نمی بینم. گزاف و مهمل بودن اتهامات عنوان شده در کیهان، به قول علما، اظهر من الشمس است و نیازی به پاسخگویی نیست. فقط باید به یک نکته مهم اشارتی کوتاه داشته باشم و به آقایان یادآوری کنم که مقالاتی که در سایت ادوار نیوز درج می گردد، لزوما ارتباطی به سیاست های سازمان قانونی ادوار تحکیم وحدت ندارد و صرفا بیانگر نظرات و دیدگاه های نگارندگان آن مقالات است و مواضع رسمی سازمان از طریق سخنگوی آن سازمان اظهار می گردد.

  در پایان، برادران کیهان نشین - که داعیه کفر ستیزی دارند - را به انصاف و "حقیقت مداری" دعوت می کنم، چرا که در "شریعت" اسلام، دروغ و تهمت زنی  از گناهان بزرگ محسوب می شود.

  خدا همه ما را هدایت کند ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 2:2  توسط احسان رمضانيان  | 

 

 پنجاه و نهمین اجلاس ناتو در حالی در بخارست به کار خود پایان داد که این نهاد نظامی از هر زمانی منسجم تر می نماید و استوارتر و مطمئن تر گام بر می دارد. پیوستن کشورهای آسیای میانه به ناتو، امری بدیع در این میان محسوب می شود. گسترش مرزهای ناتو به شرق اروپا و نیز آسیای میانه از هم اکنون زنگ خطر را برای روسیه و چین به صدا در آورده است. شرکت رؤسای جمهور آذربایجان و ترکمنستان در این اجلاس - کشورهایی که مرزهای طولانی با ایران دارند - نیز برای دولت جمهوری اسلامی اسباب نگرانی جدی را فراهم آورده است. فرانسه که در سال 1966 نیروهای ناتو را از کشورش اخراج و خود نیز از فرماندهی نظامی متحد خارج شد، امسال با اعلام آمادگی نیکلا سارکوزی به اعزام نیرو به افغانستان، عملأ سعی در بازگشت به جایگاه گذشته اش را دارد که این نیز از دستاوردهای عمده اجلاس اخیر بشمار می رود.


 نکته مهم دیگر، عدم تصویب عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو بود. علیرغم پشتیبانی امریکا از عضویت این دو کشور، بنا به مصالحی که مهم ترینش ناخرسندی شدید روسیه و تهدید آن کشور به هدف گیری موشکی اوکراین و آغاز مجدد جنگ سرد بود، این عضویت با مخالفت برخی دیگر از اعضا روبرو شد. پوتین که با یک سخنرانی غرا و قدرت نمایی در بخارست توانست پیروزی مختصری برای خود دست و پا کند، در آخرین روزهای حضور در کرملین، سعی داشت چهره ای پیروزمند از خود به نمایش گذارد.

 اما تا چه حد این پیروزی قابل تداوم است و برای روسیه امیدوار کننده؟ آیا با توجه به این نکته که اعضای ناتو رسمأ در پایان اجلاس اخیر اعلام کردند که گرجستان و اوکراین سرانجام به ناتو خواهند پیوست، می توان روسیه را پیروز میدان نامید؟ آیا با احتساب این نکته که دولت های منتخب اکثریت ملتهای این دو کشور، قویاً خواستار پیوستن به پیمان ناتو هستند، می شود پوتین را برنده نهایی این بازی دانست؟

 اگر شور و شوقی که در کشورهای آسیای میانه برای رسیدن به ناتو پدید آمده و خواست این کشورها برای خارج شدن از سیطره روسیه را نیز به این موضوع بیفزاییم، می بینیم که تلاشهای روسیه در جهت سد کردن راه رشد ناتو، بیشتر به دست و پا زدنی مذبوحانه شباهت دارد. واقعیت این است که ناتو امروز از هر زمانی قوی تر است و اگر زمانی بلوک شرقی وجود داشت تا با " پیمان ورشو" مقابل ان صف آرایی کند و نوعی توازن بوجود آورد، امروزه ناتو چنین قدرتی را در برابرش نمی بیند و روسیه نیز آنقدرها قابل بحث نیست. گویی سردمداران کرملین هنوز فروپاشی امپراطوری خود را باور نکرده اند و در خیال خوش روزهای گذشته می زیند.

 اما نفوذ ناتو به شرق تنها روسیه را مدهوش نساخته که چین - متحد استراتژیک روسیه - نیز به نسبتی کمتر، خطر را احساس می کند. میل شدید رهبران و البته مردم کشورهای آسیای میانه برای نزدیکی هرچه بیشتر به غرب و جهان آزاد، واقعیتی است که همچون کابوسی برای چین و روسیه رخ نمایی می نماید.


 در این میان، ایران نیز که خود را متحد استراتژیک این دو کشور می داند- البته این ادعا یک جانبه به نظر می رسد، با توجه به سه قطعنامه ای که بر ضد ایران در شورای امنیت به تصویب رسیده و امضای روسیه و چین نیز در پای آنها به چشم می خورد- ، نمی تواند نگرانی خود را از گسترش ناتو به مرزهایش پنهان کند. حضور امریکا در عراق و ناتو در افغانستان را اگر در کنار اشتیاق زائد الوصف ترکمنستان و آذربایجان برای نزدیکی هر چه بیشتر به ناتو بگذاریم، علت این نگرانی را بیشتر درک خواهیم کرد.

 اما در سوی دیگر، "پیمان شانگهای" سعی در مسدود کردن راه پیشرفت ناتو و نیز برقراری نوعی توازن جدید در سطح جهانی را دارد. اینکه چقدر در اهدافش به موفقیت نائل گردد، بسته به شرایط آینده دارد. به نظر نمی رسد که پیمان شانگهای، توان و انسجام " پیمان ورشو" را داشته باشد.

 پیمان نظامی ناتو که در 4 آوریل 1949 به امضای کشورهای اروپای غربی و امریکا و کانادا رسید در حقیقت به منظور حفظ امنیت اروپای غربی در برابر تهدید نظامی بلوک شرق و بویژه شوروی و به تبع آن جلوگیری از نفوذ و گسترش کمونیسم تأسیس گردید. اگر صف آرایی قدرتها را در سالهای جنگ سرد، بین دو بلوک "کمونیستی" و "سرمایه داری" شاهد بودیم، امروزه با ظهور پیمان شانگهای که در حال عضوگیری های جدید نیز می باشد، شاهد نوعی رویارویی جدید هستیم. شاید بتوان این هماورد جدید را تقابل " جهان آزاد " با " تمامیت خواهان شرق " نامید. اگر روزی ناتو را تنها پیمانی نظامی می دانستند که حمله به هر عضو به مثابه اعلان جنگ با تمامی اعضا می مانست، امروزه رسالت ناتو بسی فراتر از این مسأله بنظر می رسد. مسایل امنیتی مطمئنأ کار ویژه اصلی ناتو را تشکیل می دهد، اما نمی توان جوانب کار را از نظر دور داشت. اگر زمامداران دولتی همچون ترکمنستان طاووس عضویت ناتو را می خواهند، نمی توانند جور تن دادن به لوازمش را نکشند.

و این لوازم و پیش نیازها چیزی نیست جز تن در دادن به قواعد دموکراتیک در آئین حکومتداری و پیاده سازی قوانین جهانشمول حقوق بشری در کشور متبوعشان.
 ناتو امروزه نقش غیر قابل انکاری در پیشروی دموکراسی به شرق دارد. آنچنان که همپا و دوشادوش ایالات متحده، عرصه را بر " تمامیت خواهان شرقی " تنگ تر می کند و آنقدر منفعت و جذابیت برای کشورها دارد که اندک حکمای عاقل رژیمهای توتالیتر را به نرمش و تعظیم در برابر ارزش های پذیرفته شده حقوق بشری وا می دارد.

 جاده ابریشم که یک سرش به چین می رسد و سر دیگرش به مغرب زمین، در سر راه خود از بسیاری کشورها عبور می کند. بنا بر این چنین کشورهایی بر سر یک دو راهی قرار گرفته اند که مقصد یکی از راهها " شانگهای " و دیگری " دنیای آزاد " است. یکی ره به "توسعه همه جانبه" می برد و دیگری به "ترکستان". باید دید که سرنوشت این ممالک خاکستری چه خواهد شد و حکمایشان کدامین راه را برخواهند گزید و در مقابل مردمانشان در صورت انتخاب هر کدام از راهها چه حرفی برای گفتن خواهند داشت. شواهد و قرائن نشان از آن دارد که دولتها و نیز ملتهای آسیای میانه تمایل بیشتری به غرب دارند و راه پیشرفت و توسعه خود را در پیوستن به قطار سریع جهان آزاد و "جامعه باز" می بینند.

 بی تردید، پیشرفت ناتو که هر روز بر قدرت و حوزه نفوذش افزوده می شود، به معنای توسعه بیش از پیش ارزش های جهان شمول لیبرال دموکراسی و حقوق بشر در سطح جامعه جهانی است. ناتو در صحنه بین المللی ایفاگر نقشی مثبت و تاریخی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 15:22  توسط احسان رمضانيان  | 

 

  کتاب "در دفاع از سیاست/لیبرال دموکراسی مقتدر" , اثر تالیفی جدید دکتر مرتضی مردیها, منتشر شد. کتاب ارزشمندی است,  از دست ندهید.

 " لیبرالیسم تنها گزینه ممکن است و جوامع, حتی آن هایی که هویت خود را در تنازع با این ایده تعریف کرده اند, دیر یا زود, ناگزیر از سلام یا تسلیم اند. رمز برتری آن بیش از این که در حقیقت یا حقانیت اش باشد, در تطابق کلی آن با نیازهای انسان, و انعطاف کافی در برخورد با تحولات است..." ( برگرفته از کتاب "در دفاع از سیاست/لیبرال دموکراسی مقتدر" )

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 16:3  توسط احسان رمضانيان  | 

 

 در میان انسانها، برخی وجود دارند که علاقه مند به سیاست و انجام کار سیاسی هستند. سیاست دغدغه روز و شب آنهاست و اینطور نیست که فقط در زمانهایی خاص که جوی برپا می شود، مجذوب آن شوند. البته تعداد اینگونه افراد چشمگیر نیست و غالبا درصد بسیار کمی از مردم، شیفته سیاست می شوند. اما مشغول شدن به امر سیاست و سیاست ورزی، در کشورهایی چون ایران، نه تنها ارزش مادی برای کسی ندارد، که معمولا هزینه زا نیز هست. ( البته قطعا منظور نگارنده، سیاست ورزی موافق جریان آب نیست.) بنابر این برای تامین مخارج زندگی، چاره ای جز برگزیدن شغلی با درآمد مکفی نیست. هر کس بنا به تخصص و علاقه خود و برخی علیرغم میل خود و از روی ناچاری مشغول به کاری می شوند. اکنون باید دید چه شغلی برای یک فعال سیاسی مستقل مناسب است.

 دانستن این واقعیت که دولت در ایران رشد بی رویه و آمیبی دارد و به تمام شئون زندگی و از جمله اقتصاد دست اندازی می کند، چندان دشوار نیست. بنا بر این در چنین وضعیتی شکل گیری و رشد بنگاههای اقتصادی و کسب و کارهای مستقل و خارج از حیطه دولت، به سختی امکانپذیر است. طبیعتا فرصتهای شغلی موجود برای تک تک شهروندان جویای کار نیز اکثرا مشاغلی دولتی یا به نوعی وابسته به دولت خواهند بود. با توجه به کمبود فرصتهای شغلی در کشور و نیز خیل عظیم جوانان تحصیل کرده جویای کار، کارمندی دولت می تواند گزینه ای مناسب باشد.

 اما آیا برای یک فعال سیاسی مستقل هم گزینه ای مناسب است؟ آیا یک فعال سیاسی ( در کشوری چون ایران ) می تواند آزادانه و منصفانه رفتار دولتی را نقد کند که خودش در آخر ماه چشمش به دستان همان دولت است؟ او چه بخواهد و چه نخواهد در پیکره عظیم دولت فعالیت اقتصادی کرده و از قبلش ارتزاق می کند و امرار معاشش در گرو خدمت به آن است.


 با توجه به اوصاف فوق، شاید بتوان رفتار و رویکرد احزاب و نیروهای سیاسی گوناگون را در ایران بهتر تحلیل و موشکافی کرد. آن دسته از احزابی که اعضای اصلی آنها اکثرا به مشاغل دولتی سرگرم بوده و کارمند دولت محسوب می شوند، در موضع گیری های شان استقلال کمتری از خود بروز می دهند و اگر هم احیانا خلاف قدرت مسلط، فعلی از آنان سر بزند، آتش دولت دامانشان را می گیرد و ممر درآمدشان قطع می گردد.

 در این مورد می توانیم به عملکرد آن دسته از اصلاح طلبانی اشاره کنیم که با نام اصلاح طلبان حکومتی از آنها یاد میشد. پس از فعل و انفعالاتی که منجر به روی کار آمدن دولت نهم گردید، شاهد قلع و قمع وسیعی بودیم که در نیروهای اصلاح طلب کارمند پدید آمد و داد این احزاب از جمله "جبهه مشارکت" را درآورد. بریدن نان، اولین اقدامی بود که اقتدارگراها در راستای پیاده کردن منویات خود از آن سود جستند. بدین ترتیب شاهد هستیم که اشتغال به کار دولتی می تواند به اهرم فشاری برای صاحبان قدرت سیاسی حاکم در جهت کنترل رقیبان تبدیل شود.


 استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی امکانپذیر نیست. احزاب، گروهها و کلیه فعالان مستقل عرصه سیاست در ایران باید این مطلب را بخاطر داشته باشند و حداقل به اعضای جدید و جوان خود گوشزد کنند. شاید یکی از رازهای ماندگاری و استقلال رای احزابی مانند " نهضت آزادی " و یا " جبهه ملی " همین نکته باشد.

 جبهه مشارکت و نهضت آزادی را از آن جهت مثال زدم که این دو حزب قرابت فکری زیادی با یکدیگر دارند، اما یکی نسبت به دیگری بسیار دست به عصا تر عمل می کند و مجبور است محتاط تر باشد. طبعا مساله کار در بخش دولتی، تنها دلیل تفاوت مواضع این دو نیست، اما می تواند یکی از مهم ترین دلایل باشد.


 بنا بر این، اشتغال در بخش خصوصی و اجتناب از وابستگی مالی به دولت، می تواند راه گشا باشد. در این راستا، بوجود آوردن کسب و کارهایی کوچک، متناسب با تخصص افراد، گزینه ای درخور توجه است.
احتمالا در نظر خواننده این سطور، این ایده کمی آرمانگرایانه و بعید به نظر برسد. شکی نیست اما گریز و گزیری هم از آن نیست. شاید بتوان معلمان و اساتید دانشگاه را مستثنی کرد، اما آنها هم باید به فکر منبع درآمدی دیگر، علاوه بر شغل اصلی شان باشند. به هر حال نمی توان واقعیات موجود را نادیده گرفت و تدبیری برای رفع آنها نیندیشید.

http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?4041

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 15:52  توسط احسان رمضانيان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 11:57  توسط احسان رمضانيان  |